خرید بک لینک
سفارش تبلیغ صبا ویژن [ چون خبر غارت بردن یاران معاویه را بر أنبار شنید خود پیاده به راه افتاد تا به نخیله رسید . مردم در نخیله بدو پیوستند و گفتند اى امیر مؤمنان ما کار آنان را کفایت مى‏کنیم . امام فرمود : ] شما از عهده کار خود بر نمى‏آیید چگونه کار دیگرى را برایم کفایت مى‏نمایید ؟ اگر پیش از من رعیت از ستم فرمانروایان مى‏نالید ، امروز من از ستم رعیت خود مى‏نالم . گویى من پیروم و آنان پیشوا ، من محکومم و آنها فرمانروا . [ چون امام این سخن را ضمن گفتارى درازى فرمود که گزیده آن را در خطبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 16:12

سفارش تبلیغ صبا ویژن [ چون خبر غارت بردن یاران معاویه را بر أنبار شنید خود پیاده به راه افتاد تا به نخیله رسید . مردم در نخیله بدو پیوستند و گفتند اى امیر مؤمنان ما کار آنان را کفایت مى‏کنیم . امام فرمود : ] شما از عهده کار خود بر نمى‏آیید چگونه کار دیگرى را برایم کفایت مى‏نمایید ؟ اگر پیش از من رعیت از ستم فرمانروایان مى‏نالید ، در روز جاری من از ستم رعیت خود مى‏نالم . گویى من پیروم و آنان پیشوا ، من محکومم و آنها فرمانروا . [ چون امام این سخن را ضمن گفتارى درازى فرمود که گزیده آن را ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 16:12

دلت همسایه ی دیوار به دیوار غزل و لبت, چشمه ی جوشنده ی سرشار غزل میشود شعر تر از جام لبانم لبریز انجمن را چو کند عطر تو گلزار غزل بوسه خوانی کنم از خط لبانت باشوق خوش سروده ست ترا حضرت دادار غزل شاعر روی تو اند حافظ و سعدی,نیما شهریار از تو عزیز است به دربار غزل وشکوفا شده گل از گل(شاهد),وقتی... داده لبخند ترا, نسخه, به بیمار غزل جای نان, باده به (درویش) محبت بدهید سرخوش از (نغمه)ی عشق است گرفتار ادامه مطلب

برچسب: گرمي,بازار, نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 14:01

سرفرازی نیست تنها قسمت سردارهاره به مقصد برده,بس بی پا وسرها,بارها شرح وصفت را سرودن, مثنوی هفتاد منامتداد خط فکرت حسرت خودکارها چشم در چشم تو آهو راخجالت مرگ کردخط لبخندت شد اما نسخه ی بیمارها صحبت از پرواز کردی آنسوی هفت آسمانمی پری نزدیک قاب قوسی دیدارها سرزنشگرها بریده اند,هم دست هم زبانتازه از تو سرزدن دیدند در بازارها عمر جاویدان دهد, خون بوسه بر جام وفانیست عشقت در اصول مکتب مردارها ما کجا ادامه مطلب

برچسب: سرفراز, نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 14:01

آلودگي وپيکر عريان دماوندبس زخم غم افتاده به دامان دماوندسرفه ست پس سرفه ودود است پس دودزجراست شب وروزپريشان دماوندهستند پي نقشه ي قاليچه ي ايوانوقتي شده ويران بن تهران دماوندتاديد ز بالا که سراکرده به گوريمرنجيده وگريان شده چشمان دماوندبوده ست نشان عظمت,قدرت وايمانتن خسته ي ترسيده ي حيران دماوندآن دخترک رنگ پريده,سرميدانگل داشت,پلاسيده,ز گلدان دماوندجنگ است سرسطل زباله,پي نانندمردان غيور دل ميدان دماوندباشيشه شکستندو خميدند ورميدندزنهاي احورايي خندان دماونداي واي به فرداي من وحال غزل هاآفت زده امروز چو برجان دماونديارب بفرست ازسرمهروکرم ولطفبر باور آفت زده, باران دماوند#مهدي.زکي زادهدوربادآلودگي ازجان شهرو اهلش به برکت باران مهروپاکي وبي ريايي انشاءالله?????? https://telegram.me/mehdi2zakizadehادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: شنبه 14 اسفند 1395 ساعت: 3:40

دردست توآرامش طوفان درياجان کويرم بسته اي برجان درياستارخان باوفا, تبريزي عشقدلتنگ ديدارت من و تهران دريااشک مرا جز ابر باراني نبيندپوشيده گريد ماهي خندان دريابي واهمه چون موج سربرصخره دارمآرام جانم,پيکر عريان درياجان ميدهم درساحل آغوش گرمتيابد نهنگ آزادي از زندان درياشب پرسه هايم رنگ شببوهاي تنهاستتنها,ولي خوش عطردرگلدان درياجانم دهدنقش تبسم برلبانتجان من وجان نگاهت,جان دريا#مهدي.زکي زاده دلهامان دريايي وپرشوروآرام وآرامش بخش بادانشاءالله????????ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: شنبه 14 اسفند 1395 ساعت: 3:40

روز ميلاد تو,هنگام شکوفاشدن استباغ با آمدنت سرخوش زيبا شدن استروبروي نظرت چلچله ها مي خندندچله پيش قدمت منتظر پاشدن استميشودباتوبهاري شدوگلباران شدکه وجودت سبب عاشق دنيا شدن استعطرسيب است که برگونه ي سرخت داريآدميت همه درعاشق حوا شدن استقصه ي يوسف وآن عزت بي مانندشهمه وابسته به معشوق زليخا شدن استاي بهاري نفست شعرمرا جان دادهازتو اين مرده دل آماده ي احيا شدن استقدر لبخند ترا مثلي مني مي داندآنکه بر درد دلش شوق مداوا شدن استازتو هر اول اسفند غزل مي رويدروز ميلاد تو هنگام شکوفا شدن است#مهدي_زکي_زاده تقديم به او, که باتولدشان,اسفند را سرشاراز شوق بهارکرده اند,به مهروعشق ومعرفت...تولدت مبارکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: شنبه 14 اسفند 1395 ساعت: 3:40

وه,چه خوب است درآغوش تو مأواکردن
چشم درچشم تو هرصبح وشبي واکردن
گم شدن ازهمه ي همهمه هادردل شهر
همدمي,همنفسي مثل تو پيدا کردن
رنگ هزيان مرا آبي رؤيايي کن
برتن شعر,خوشا جامه ي رؤيا کردن
حرف هاي دل ديوانه به چشمم جاري ست
عاشقي کاش بيايد به تماشا کردن
گيرم ازحسن به يوسف شدگي نزديکم
نيست درفکرکسي کارزليخا کردن
گاهي ازمهر سري هم به دل ما بزنيد
بايداين درد به گلخنده مداوا کردن
#مهدي_زکي_زاده

برچسب: نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: شنبه 14 اسفند 1395 ساعت: 3:40

وه,چه خوب است درآغوش تو مأواکردن
چشم درچشم تو هرصبح وشبي واکردن
گم شدن ازهمه ي همهمه هادردل شهر
همدمي,همنفسي مثل تو پيدا کردن
رنگ افکار مرا آبي رؤيايي کن
برتن شعر,خوشا جامه ي رؤيا کردن
حرف هاي دل ديوانه به چشمم جاري ست
عاشقي کاش بيايد به تماشا کردن
گيرم ازحسن به يوسف شدگي نزديکم
نيست درفکرکسي کارزليخا کردن
گاهي ازمهر سري هم به دل ما بزنيد
بايداين درد به گلخنده مداوا کردن
#مهدي_زکي_زاده

برچسب: نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: شنبه 14 اسفند 1395 ساعت: 3:40

بامن بخند,عشق من,اين شام آخراست
گلخنده هاي تلخ من اقدام آخراست
فردا بجرم عشق تو محکوم مي شوم
عشاق رانفکروصحبت ازاعدام آخر است
دلبسته ام بخال لبت,دام پهن کن
مرغ دلم کنار تو بر بام آخر است
سرمستم از توافق بين لبانمان
چشم دلم اگرچه که برجام آخراست
بانو غزل بدون تو آغاز کي شود
چشمت هميشه منبع الهام آخراست
ماهم که باحقوق بشر آشناست گفت
دردا پلنگ غمزده در دام آخر است
#مهدي.زکي زاده

برچسب: شام آخر,شام آخر فیلم,شام آخر داوینچی, نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 11:25

شب يلداي توشاداست ومرا يلدا,غمبا اناري لبي همصحبتي و من با غمسهم باباي تو از سفره ي دنيا بسيارجاي نان داده سرسفره ي ما بابا, غمدربلنداي شب سرد زمستان لرزاندمادري را که نبود همنفسش گرما,غمشادمانيد شما,خانه ي ما تاريک استميهمان ميشودهرشب به دل تنها,غمبخت واقبال,قضا و قدر انگار انداختداخل کيسه ي تقدير دلم يکجا,غمواژه اي سخت به خط لب دنيا ديدمبوسه ي تلخ که مي داد,دهد معنا:غمبي تو يلداست تمام شب وروزم, تاريکاز ترکهاي انار دل من, پيدا, غم#مهدي.زکي زادهبلندبادسايه ي مهرمان, به بلنداي يلدا... انشاءاللهادامه مطلب

برچسب: شب يلدا,شب يلدا ٢٠١٦,شب يلدا به ميلادي, نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 11:25

مي خواهمت,اندازه ي ده تاي وقت بچگياي بوسه ات زيباترين رؤياي وقت بچگيداري بلب هايت اناروفال حافظ ميزنيمهمان من شودرشب يلداي وقت بچگيباباشدم,داراي چندين بچه,اماباز هممي جويمت,مي خواهمت,ساراي وقت بچگيآنروزهادرفکرماجزعشق تصميمي نبودگم شدچراآرامش کبراي وقت بچگيازسينه ي خودقهر رابي کينه بيرون کن,بيادرمهرباني کشتي درياي وقت بچگيبامن بيا,بي چتر,فردا,زيرباران,شادماندورازنگاه شهر,تاصحراي وقت بچگياينجابزرگان طعنه بردلهاي عاشق مي زنندبايدکه برگرديم بردنياي وقت بچگي#مهدي.زکي زادهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 11:25

بوي الرحمن صاحب ميزهاميرسد چون يورش پاييزهااي که دلخوش برمقام ومنصبيدور ازما نيست رستاخيزهاقدرتت روزي بپايان مي رسدهست دنيا,جاي افت وخيزهافکرفردا کن که پايين آيي ازقدرت وگردي چوما بي چيزهابرضعيفان ظلم کردن, حق خوريباشدازافعال بي تمييز هازخمي ازچوب زمين خوردن شدندپيشروترها و تند و تيزهافکر دفعه غصه باش ازجان خلقفکردفع آفت از جاليزهاتاخدا وخلق رحمت آورندبرتو با اينگونه دستاويزها#مهدي.زکي زادهدوربادازجان صاحب منصبان وپشت ميزنشينان ما,بي انصافي وظلم وحق خوري انشاءاللهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 11:25

بوي الرحمن صاحب ميزهاميرسد چون يورش پاييزهااي که دلخوش برمقام ومنصبيدور ازما نيست رستاخيزهاقدرتت روزي بپايان مي رسدهست دنيا,جاي افت وخيزهافکرفردا کن که پايين آيي ازقدرت وگردي چوما بي چيزهابرضعيفان ظلم کردن, حق خوريباشدازافعال بي تمييز هازخمي ازچوب زمين خوردن شدندپيشروترها و تند و تيزهافکر دفعه غصه باش ازجان خلقفکردفع آفت از جاليزهاتاخدا وخلق رحمت آورندبرتو با اينگونه دستاويزها#مهدي.زکي زادهدوربادازجان صاحب منصبان وپشت ميزنشينان ما,بي انصافي وظلم وحق خوري انشاءالله????????????https://telegram.me/mehdi2zakizadehادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 11:25

عده اي دربرج و ما در گور ماوا کرده ايمبر سرِيک قبر هم گه گاه دعوا کرده ايمنصفِ بيت المال نوشِ جانِ آقازاده هانصفِ ديگر سهمِ مردم؟!!فکر بيجا کرده ايموعده ي فردا دهندامروز- مسولين وليبنگرند امروز ما را...کارِ فردا کرده ايمشيشه اي هستيم زيرِ سنگِ سختِ روزگارپس بلطفِ مرگ دردِ خود مداوا کرده ايمخادمينِ خلق گرمِ خوابِ بسترهايِ خويشديده بيداريم،لرز از سوزِسرما کرده ايملذتِ دنياست فتنه هايِ شيطانِ رجيمزاده يِ رنجيم،خود را وقفِ عقبا کرده ايماين نه ازتقدير،نه ازبختِ بد،نه از قضاسترنجِ ما از ماست برما،بس که بد تا کرده ايمبا کتک ما را نرانيد از درونِ گورهااين سرا را ما به خون دل مهيا کرده ايمخانه ات آباد مسولِ خدا محور،شريفگورمان گم بود،آنرا تازه پيدا کرده ايم#مهدي.زکي زاده#گورخواب هاhttps://telegram.me/mehdi2zakizadehادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا نجفی تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 11:24

صفحه بندی